بی‌ستاره

۱۱ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۶ ثبت شده است

گند

طعم این روزا برای من٬ طعم فلفل دلمه‌ایه که با کلی پیاز مخلوط شده باشه. که بوش هم با بوی سیگار قاطی شده باشه. 

  • ۰ پسندیدم
    • star less
    • يكشنبه ۳۱ ارديبهشت ۹۶

    سکوت

    یه وقتایی در جوابِ سوالِ "چی شده؟"  اون‌قدر حرف داری٬ که زیر بارشون لِه می‌شی... خفه می‌شی...

  • ۱ پسندیدم
    • star less
    • دوشنبه ۲۵ ارديبهشت ۹۶

    پایان جلد 5

    یه وقتایی هم می‌شه که خدا رو شکر می‌کنم ازین سکوت و یک‌نواختی زندگی. ازین بی‌هیجانی٬ بی‌اتفاقی٬ خالی بودن.
    اونم وقتاییه که همچین اتفاق‌هایی دور و برم می‌افته. مثل وقتی که بچه بودیم و خاله‌اینا خونه‌شون رو بعد از نزدیکِ 15 سال عوض کردن! مثل وقتی خودمون خونه‌مون رو بعد از 19 سال(برای من) عوض کردیم. حالا اینکه فقط اتفاقات خونه‌ دار یادم می‌آد الان٬ دلیل داره! چون الان سر همین٬ حس بدی دارم. شخصیت اصلی رمانی که می‌خونم٬ با خونه‌ی رویاهاش خداحافظی کرد و رفت یه جای جدید. و این اصلاً زمان مناسبی برای تموم شدن این جلدِ رمان نیست. -__- 
    خلاصه که تغییرات٬ حتی اگه در جهت مثبت و خوب باشن٬ بازم به اندازه خودشون اذیتم می‌کنن! خدا هم می‌دونسته که اینجوری قصه‌ی زندگی‌مو نوشته. :‌|
    تغییرات و دل‌کندن‌ها٬ شرایط بدی هستن. حالا که فکر می‌کنم همین زندگیِ بی‌خودی و بی‌هیجان و یکنواخت خیلی هم خوبه. ایــــــــش. :|
  • ۱ پسندیدم
    • star less
    • يكشنبه ۱۷ ارديبهشت ۹۶

    25+1

    طلایی‌ترین جمله‌ی امروز:

    "گفتم کنسرت نرفتی٬ خودم برات تو خونه کنسرت راه انداختم!"

  • ۰ پسندیدم
    • star less
    • شنبه ۱۶ ارديبهشت ۹۶

    قفس

    کی فکر می‌کرد چیزی به جز یک "مرگ" بتونه لسلی رو نجات بده؟؟؟ کاش تو زندگی واقعی هم٬ کمی ازین معجزه‌ها اتفاق‌ می‌افتاد...

  • ۰ پسندیدم
    • star less
    • پنجشنبه ۱۴ ارديبهشت ۹۶

    دردِ همیشگی

    دلم تنگ شده... واسه خیلی چیزا... واسه همه‌ی اون چیزایی که تو زمان گم کردم...

  • ۰ پسندیدم
    • star less
    • پنجشنبه ۱۴ ارديبهشت ۹۶

    لسلی

    لسلی پر از درده. طبیعیه که درک کردنش سخت باشه. "حتما روح لسلی خیلی حساس شده و او دوست دارد همیشه پنهانش کند."
  • ۰ پسندیدم
    • star less
    • چهارشنبه ۱۳ ارديبهشت ۹۶

    خوشبختی

    خوشبختی یعنی دلیل خوشحال کننده ای برای زندگی کردن و ادامه دادن، داشته باشی.
  • ۱ پسندیدم
    • star less
    • سه شنبه ۱۲ ارديبهشت ۹۶

    عادت‌ها(1)

    نمی‌دونم آیا کسی هست که مثلِ من قرص بخوره یا نه؟! در واقع مسئله خوردنِ قرص نیست. یه مرحله قبل‌تر! وقتی می‌خوایین قرص رو از بسته خارج کنید!

    من اگه قرص کوچک باشه٬ با ناخن کوچک‌تر و اگه بزرگ باشه٬ با ناخن بزرگ‌تر(بسته یه سایز بسته‌ی قرص) دور آلمینیومش رو(مثل باز کردن کنسرو) می‌برم٬ و بعد بسته رو برمی‌گردونم کف دستم و قرص و دایره‌ی آلمینیومی رو از کف دستم برمی‌دارم و قرص رو می‌خورم و اون دایره رو هم می‌اندازم دور. -__-

    در نتیجه اگه همچین بسته قرصی دیدید بدونید مالِ منه. 

  • ۱ پسندیدم
    • star less
    • دوشنبه ۱۱ ارديبهشت ۹۶

    کشف غم انگیز...

    شاید تنفر تو وجودم قوی تر از عشقه...
  • ۰ پسندیدم
    • star less
    • سه شنبه ۵ ارديبهشت ۹۶