اینقدر آخرین آهنگ سوپر جونیور رو گوش دادم که حس می‌کنم مغزم اگه پا داشت٬ پا به فرار می‌گذاشت! :/ همچنان گیر دادم بهش و فکر کنم واقعاً 100 باری گوشش دادم این چند روز! :| همینطوری پشتِ سر همممممم! :| خیلی هم که خوشم میاد از شعر مزخرفش!! :/// وسط سریال دیدن یهو استپ می‌کنم میام یه دور گوش می‌دم بعد می‌رم ادامه سریال. :/// زده به سرم واقعاً!
و اینکه دیشب بالاخره رسیدم به اولین پست اینستاگرامِ جناب وبلاگ نویس! :| الان موندم چه کنم!‌ :/ البته حافظه‌ی ضعیف این‌جور وقت‌ها به درد می‌خوره حداقل! می‌رم باز برای چندمین بار هر پست رو می‌بینم و می‌خونم و انگار بار اوله. :|
یه کاری که وقتایی که خیلی حالم بده انجام می‌دم٬ البته در صورتی که هیچکس خونه نباشه و تنها باشم٬ اینه که آهنگ "خستم" محسن رو با صدای تقریباً بلند پخش می‌کنم و با صدای تقریباً بلند باهاش می‌خونم! البته ترجیحم اینه که صدا رو تا ته زیاد کنم و خودمم فریاد بزنم! :/ ولی دیگه چه کنم که همین‌قدر هم به زور گیرم میاد! 
مدت‌هاست آهنگ‌های قدیمی‌ای که صد بار گوششون دادم و حفظ بودم٬ کم‌کم داره فراموشم می‌شه. هر بار یکی رو پخش می‌کنم و می‌بینم از خواننده جا می‌مونم شوکه می‌شم... 
دلم وحشتناک واسه گیتارم تنگ شده. حتی دلم می‌خواست امروز فقط بیارم ببینمش... ولی اونقدر کمد شلوغه و وسیله روش چیدم که پایین آوردن و برگردوندنش به شدت سخته... حتی اون پسره که تو همسایه‌ها قبلاً گیتار می‌زد و می‌خوند هم خیلی وقته خبری ازش نیست! شاید یه سال شده که نیست! دلم صدای گیتار می‌خواد. صدای زنده‌ی گیتار...