30 تا ستاره روشنه. حوصله‌ی خوندن ندارم.

راستی چرا تو بیان وبلاگ‌های به روز کنارشون ستاره روشن می‌شه؟! :)

یه وقتی یه سوالی بود از هم می‌پرسیدن٬ که اگه قرار بود کتاب زندگیت رو بنویسی اسمش رو چی می‌ذاشتی؟! من هنوزم به نظرم همون اسمی که اونوقتا گفتم بهترینه. ستاره‌ی خاموش! چرا اسم اینجا رو نذاشتم ستاره‌ی خاموش؟!! بی‌ستاره هم قشنگه هنوز.

دلم نمی‌خواد هیچکدومِ اونایی که وبلاگشونو می‌خونم اینجا رو بخونن... سکوت اینجا رو دوست دارم... اینکه می‌نویسم و کسی حرفی نمی‌زنه. می‌نویسم و کسی به خوب و بدش غر نمی‌زنه. می‌نویسم و فکر نمی‌کنم الان فلانی ببینه چه فکری می‌کنه. چه کامنتی می‌ذاره.

وقتی یه چیزی مغزم رو می‌خوره٬ هزار بار این‌ور اون‌ورش می‌کنم ببینم می‌تونم اینجا جاش بدم یا نه. یه چیزایی حتی اینجا هم جا نمی‌شه. چرا هیچکس اون سریال بچگی‌هامون یادش نیست؟ یادمه عید نشون می‌داد. دختره کلی درد و دل کرد و بعد به سنگه گفت: سنگ صبور یا تو بترک یا من بترکم!