یه وقتا یه چیزی پایین‌تر از گلوم سنگینی می‌کنه. بعدش هم احساس می‌کنم قلبم رو گرفتن و دارن با تمام توان فشار می‌دن. جوری که حتی به سختی می‌تونم نفس بکشم. بعدش می‌گم گور بابای دنیا! به قول حاج... چی بود اسم بابای حامد؟؟؟ حاج علی؟؟ به قول اون این‌طوری نمی‌مونه. درست می‌شه. آره یه روز مرگ میاد و همه‌ی مشکلات و غصه‌های دنیا تو یه لحظه درست می‌شه. و دقیقاً از همون لحظه مشکلات و بدبختی‌های اون دنیا شروع می‌شه!!!!