نوشته بودم بچه‌ام رو تو اینستا پیدا کردم؟ اصلاً یادم نمیاد کِی بود و چند وقته! ولی قبل از عید بود. و جالب اینکه رفتار و بچه تربیت کردن مامانش٬ شبیه منه. -__- بخاطر همین یه جور عجیبی اصلاً این وروجک رو دوست دارم. و هنوزم برام جای تعجبه که بالاخره یه نفر پیدا شد که رفتارش با بچه و تربیت کردنش جوری باشه که من قبول دارم و تقریباً شبیه من باشه!! و خب من بعد ازین وروجک٬ دیگه بچه‌های دیگه زیاد به چشمم نمیان! و فکر می‌کنم هیشکی به پاش نمی‌رسه! و عالی‌تر از همه اینکه 4 سالشه و تا چندین سال می‌شه براش مرد قشنگ! :) اینکه چشم‌هاش رنگیه باعث می‌شه خیلی‌ها عاشقش بشن. ولی منکه چشم ابرو مشکی رو ترجیح می‌دم٬ برام رنگ چشم‌هاش اونقدر مهم نیست که اخلاق و رفتار و شیرین‌زبونی‌اش مهمه! البته که چشم‌های قشنگی داره! ولی خب من چشم تیره رو بیش‌تر دوست دارم. مثل جوادِ وروجک! :) آخ هر شب دلم می‌خواد این بشر رو از تو لپ‌تاپم بکشم بیرون بچلونمش! این بزرگ بشه چی می‌شه! از الان یه پا بازیگره! :)

اسم بچه‌ام رو هم نمی‌گم! :) و اگه جای مامانش بودم هم به هیشکی نشونش نمی‌دادم! :دی اگه می‌شد اصلاً می‌بردمش یه سیاره دیگه. -__-

قبلاً خیلی دوست داشتم با بچه‌های پیش دبستان کار کنم. و فقط یه روز این اتفاق افتاد و بعدش دیگه نشد. و همش فکر می‌کردم منکه یه روزه عاشق اینا می‌شم٬ اگه یه سال با اینا باشم چطوری دق نکنم وقتی می‌خوان برن دبستان؟! بعد دیشب که حال صدیقه رو دیدم٬ فهمیدم من همون نرم کلاً هیچ‌جا با بچه‌ها کار کنم بهتره. :/ والا دارم هی افسردگی بگیرم بعدش! :/