همیشه معتقد بودم که چون کتاب خیلی کامل‌تر و جذاب‌تر و بهتر از فیلم و سریاله٬ باید اول کتاب رو خوند و بعد فیلم و سریالی که از روش ساختن رو دید. ولی بعد از تجربه‌ی آن شرلی نظرم به کل عوض شد.

از اول تا آخرش :| بودم و ایراد گرفتم ازش و حتی خواستم تا ته نبینم و به زور دیدم. و در کل زهرمارم شد. در حالی که اگه کتاب رو حفظ نبودم٬ این پایبند نبودن به کتاب اون‌قدر توی ذوقم نمی‌زد و از دیدن فیلم لذت می‌بردم!

من هری پاتر رو خونده بودم و بعد از سال‌ها که تقریباً فراموشم شده بود٬ تمام فیلم‌هاشو دیدم. بخاطر همین ازش لذت بردم و متوجه ایرادهاش نشدم. (از اینکه تصوری که برای آدم موقع کتاب خوندن شکل گرفته٬ در موقع فیلم دیدن به کل نابود می‌شه و باید اون چیزی رو ببینی و حس کنی که کارگردان عشقش کشیده صرف نظر می‌کنیم. چون در این صورت کلاً باید این‌جور فیلم و سریال‌ها رو ندید.) و بعداً شنیدم که تفاوت داشته.

یا مثلاً من بعد از دیدن چارلی و کارخانه شکلات سازی شنیدم که کتاب اینطوری نبوده و حرفی از پدر ویلی ونکا نبوده اصلاً. و خب اگه کتابو خونده بودم فیلم کوفتم می‌شد. :/

خلاصه اینکه کسی که اینقدر حساسیت داره٬ یا باید اول فیلم رو ببینه و بعد از مدت طولانی که فراموشش شد٬ بره سراغ کتاب٬ یا اصلآً فیلم و سریال‌هایی که برگرفته از کتابه رو نبینه! یا اصلاً کتاب‌هاشو نخونه!

خودم فعلاً ترجیح می‌دم راه اول رو انتخاب کنم!