وقتی از پسربچه‌ها خوشت میاد و اگه خوشگل هم باشن که دیگه هیچی! و باهاشون ارتباط برقرار می‌کنی٬ باید توقع داشته باشی که کمی که بگذره باهات خودمونی بشه و با اون دستی که باهاش مغز تخمه خورده و کرده تو دهنش٬ چند تا مغز تخمه رو به زور فرو کنه تو دهنت. >_< چه لحظه‌ی وحشتناکی بود. >_<

ولی اینکه داشت درباره‌ی اینکه باهاشون دفعه بعد که رفتن مسافرت هم‌سفر بشم و منم ببرن هتل با خودشون٬ اونم در صورتی که تازه نیم ساعته منو دیده٬ جالب بود! :)) و اینکه به زور منو برد کنار خودش بشونه قبل از خوردن تخمه(و اون تعارف زورکی >_< )

البته اگه از 5 دقیقه‌ای که مثل دخترهای تخس جیغ بنفش می‌کشید بگذریم. >_<

ولی واقعاً بچه‌ها اگه ذاتاً خوب باشن می‌شه کنترلشون کرد. می‌شه چیزای خوب بهشون یاد داد و چیزای بد رو از ذهنشون خط زد. ولی اگه ذاتاً بد باشن هیـــــــــــــــــــچ تربیتی نمی‌تونه روشون اثر بذاره. هر کی می‌گه نه امیدوارم همچین موجودی به پستش بخوره و بفهمه که اشتباه می‌کنه.

تربیت نیست که حرف اول رو می‌زنه! ذات بچه است که حرف اول رو می‌زنه. اینو بارها و بارها و بارها دیدم و بهم ثابت شده. حتی تو یه خانواده با تربیت یکسان می‌شه دو موجود متفاوت رو دید!!!

دلم واسه وروجکا تنگ شده بود. عاشق بچه‌های ریزه و لاغرم. :)