دلم می‌خواست بین این وبلاگ‌ها٬ وبلاگ به دختری رو پیدا می‌کردم که ترم 3 باشه٬ تو یه دانشگاه دولتی٬ یه رشته‌ی هنری ترجیحاً گرافیک بخونه. یه خانواده‌ی 4 نفریِ آروم داشته باشه شامل یه برادر کوچولوی شیرینِ 5 ساله. اتاقش یه پنجره‌ی بزرگ داشته باشه با یه منظره‌ی قشنگ(قشنگ که می‌گم منظورم حتی چند تا درخته که تو پاییز رنگ و وارنگ بشن و تو زمستون روشون برف بشینه و تو بهار سبز بشن) و کنارش میز کارش باشه که کارهای دانشگاه‌شو روش انجام می‌ده. گاهی عکس کاراشو برامون بذاره. گاهی در حال انجام دادن کاراش از میز کار و پنجره‌ی اتاقش عکس بذاره. گاهی هم از شیطنت کردن‌های داداش کوچولوش بنویسه. پر از زندگی باشه و حال خوب. و وبلاگش پر از آرامش باشه و به دور از پست‌های اعتراضی و سیاسی و ناامیدانه. گاهی هم غمگین بنویسه. نمی‌دونم غمش چی می‌تونه باشه. فقط بیماری خودش یا عزیزاش نباشه. اهل شعر و ادبیات و موسیقی و فیلم و تئاتر هم هست قطعاً. چون یه آدم هنریه! و از کتاب‌هایی که خونده و فیلم و تئاترهایی که دیده هم بنویسه. قلمش عالی باشه و عاشق پاییز هم باشه و این سه ماه کلی مطلب قشنگ بنویسه برای پاییز. دوست‌های خوب و آرومی هم داشته باشه مثل خودش و از خاطراتش با دوستاش و خانواده‌اش هم بنویسه. خب خدا منم شفا بده. -__- دیگه همین.