دنیای مجازی برام هنوز هم جالبه. خوندن نوشته‌ها و حرف زدن با آدم‌هایی که نمی‌دونی چه شکلی هستن و اسمشون چیه یا حتی کجا زندگی می‌کنن. هیچ‌وقت هم نمی‌تونم تصویری ازشون بسازم. و هر بار که عکس یکی‌شون رو می‌بینم٬ بازم برام جالبه و هی سعی می‌کنم تمام نوشته‌هاشون رو به یاد بیارم و منطبق کنم روی عکس‌شون. یا حتی صداشون. 

کلاً اینطوری آشنا شدن آدم‌ها با هم جالبه به نظرم. اینکه یه مدت نوشته‌ باشه٬ یه مدت صدا باشه٬ یه مدت عکس٬ آخر هم دیدن در دنیای واقعی. نمی‌دونم یه جوری این مرحله به مرحله شناختنه٬ برام بانمکه.

تنها چیزی که این وسط برام اذیت کننده است اسمه. اینکه اسم کسی مثلاً "دختری در شهر شکلاتی" (دیگه پرت‌ترین چیزی که به فکرم می‌رسید نوشتم :دی ) باشه و بعد بفهمی اسمش مهساست اشکال نداره ها! ولی اینکه بگه اسمم پریساست و بعد که اسم واقعی‌شو می‌گه بفهمی مهساست٬ این برام اذیت کننده است. که اسم بگی ولی دروغی. باز یه اسم خاص مثل همون دختری در شهر شکلاتی بهتره! و خب دقیقاً برام اتفاق افتاده بارها و بارها. حتی در مورد دوست صمیمی‌ام! و برام مدت‌ها سخت بود که اسمی که جدیده و اسم اصلیشه صدا بزنم! و اصلاً هم حاضر نیستم همون اسم دروغی قبل رو صدا بزنم!

وقتی وبلاگ‌ها رو می‌خونم برام جالبه که کی پشت این نوشته‌ها نشسته و تایپشون کرده. خندیده٬ گریه کرده٬ رازهای زندگی‌شو نوشته٬ از غصه‌هاش یا شادی‌هاش نوشته٬ یا حتی کسی که یه روزی بوده و حالا نیست...

اینجا برام از هر جایی جالب‌تره. از اینستا٬ از تلگرام٬ از هر جای دیگه. وبلاگ‌ها هنوز هم مثل همون 4 سال پیش که وارد این دنیای مجازی شدم برام جالبه.